عشق گاهی شوری هجران دوست...تلخی هرگز ندیدن های اوست



یکشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٦


تولد يه دوست...

تقدیم به تو

.

یک بغل گل یاس

یک سبد ستاره

و یک دنیا عشق

پیشکش تو به خاطر زیباترین روز دنیا

که روز تولد توست…

                                                                         

سلام سلام

حال دوستای گلم چطوره؟

می دونم حرف دلتون بهم چیه : بی من سکوت و گریه!!!(آرایه ی خودتحویل گیری)

امروز بعد از مدت ها تصمیم گرفتم آپ کنم آخه امروز یه روز خیلی خیلی قشنگه برای من

امروز تولد یه دوست عزیزه...

می خوام از اینجا بهش بگم

با اینکه یه چیزایی بینمون فاصله انداخته

ولی احساس من به تو همیشه همونی بوده که هست هنوز جات محفوظه!

وقتی مهتاب از پیچک های باغچه ی امید بالا می رود

تو در قلب من شکوفا می شوی

تویی که از شاخه گلی زیباتری

سالروز به گل نشستنت را با هزاران شاخه گل یاس و مریم

و قلبی پر از عشق و دوستی

شادباش می گویم

.                                                         

تولدت مبارک

شاد و موفق باشین

برام دعا کنین

در پناه حق

..... |لینک|


پنجشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٦


یه روز خیلی قشنگ!

سلام سلام

یه سلام گرم تابستونی!

چطورین؟خوش میگذره؟با تابستون چیکار میکنین؟

ما که هفته ی اول رو با یه سفر عالی شروع کردیم.

چرا عالی نباشه وقتی با عزیزترین دوستات بری پیش امام رضا...

واقعا جاتون خالی بود بهتر از این نمیشد

 اینم یه عکس که از حرم گرفتم

امروز روز همه ی مادرای خوب دنیاست

این روز رو به مادر مهربونم تبریک میگم

و بهش میگم که ایشالا سایه ات همیشه رو سرمون باشه

خیلی دوستت دارم

مادر روزت مبارک

و حالا

اگه گفتین امروز چه روزیه؟نمیدونین؟

خوب خودم میگم

تولد آبجی زهرامه دیگه

آبجی جون تولدت مبارک عزیزم یه دنیا دوست دارم 

 

 تولدت مبارک گلم

خوب امیدوارم همه ی روزاتون قشنگ و دوست داشتنی باشه

برام دعا کنین

شاد باشین

 در پناه حق

 

..... |لینک|


پنجشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٦


می دونی بی تو میمیرم نباشی

شب شد

خورشید رفت

آفتاب گردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو می کرد

ناگهان ستاره ای چشمک زد!

آفتاب گردان سرش را به زیر افکند

گلها خیانت نمی کنند

 سلام

دوستای گلم حالتون خوبه؟خوش میگذره؟

دلم براتون تنگ شده بود ( میدونم شما هم همینطور لازم نیست بگین!)

بلاخره این امتحانا هم تموم شد با همه سختی هاش

خدا نصیب گرگ بیابون نکنه امسال حسابی جور کنکورم کشیدیم مخصوصا امتحان فیزیک با اون همه حرف و حدیث

خوب بگذریم امیدوارم یه تابستون قشنگ و پر از اتفاقای خوب و جالب داشته باشین

برام دعا کنین

در پناه حق

برای تو که از همه دنیا برام عزیزتری:

سهم من از تو دوریه

تو لحظه های بی کسی

قشنگی قسمت ماست

که ما به هم نمی رسیم

همیشه دوستت دارم

 

..... |لینک|


شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦


اصلا می دونی دلتنگی یعنی چی؟

می نویسم:

د ی د ا ر

تو اگر بی من و دلتنگ منی...

یک به یک فاصله ها را بردار!

سلام

حال دوستای گلم چطوره؟

امروز دیگه گفتم بیام آپ کنم

امتحان بعدیمونم که زبانه به قول معروف عشق است و صفا!

بچه ها امروز میخوام یه داستان براتون بذارم

حتما بخونین ارزشش رو داره

 برام دعا کنین

در پناه حق

روزها گذشت و گنجشک با خدا هيچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اينگونه ميگفت:"مي آيد؛من تنها گوشي هستم که غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام که دردهايش را در خود نگه ميدارد." و سرانجام گنجشک روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشک هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود" با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست." گنجشک گفت:"لانه کوچکي داشتم،آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي کسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟چه ميخواستي از لانه محقرم کجاي دنيا رو گرفته بود؟"و سنگيني بغضي راه را بر کلامش بست.سکوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زيز انداختند.

خدا گفت:"ماري در راه لانه ات بود.خواب بودي.باد را گفتم تا لانه ات را ويران کند آنگاه تو از کمينگاه مار پر گشودي."گنجشک خيره در خدايي خدا مانده بود.

خدا گفت:"و چه بسا بسيار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي."

اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملکوت خدا را پر کرد.

                                                                                                                 

 

 

 

..... |لینک|


شنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦


امروز چه روزيه؟

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

سلام به دوستای گل گلم

حالتون خوبه؟

اگه گفتین امروز چه روزیه؟

۱۷ سال قبل همچین روزی یعنی تو ۲۲اردیبهشت یه دختر مامانی مهربون چشاشو باز کرد و مامانو باباش و یه ملتو خوشحال کرد!

امروز تولد منه تولدم مبارک

و یه چیز دیگه:

امروز وبلاگم یه ساله میشه تولدش مبارک

اوه یه سال گذشت یه سال با همه خوبی هاش و بدیهاش

با همه گریه ها و خنده هاش

چه زود گذشت...

برام دعا کنین

شاد و موفق باشین

در پناه حقhappy our birthday!

..... |لینک|